تبلیغات
خوشحالم! - از دل‌نوشته‌ها

 

جمعه 22 تیر 1397
نویسنده: فاطمه نظرات

از دل‌نوشته‌ها



رفت. اینستاشو بست رفت.
اعلام کرد یهو تصمیم گرفته بره و معلوم نیست کی برگرده یا اصن برگرده. دلیلشم نگفت.
طبق یه قضیه‌ای که از قبل می‌دونستم، اون بخش ذهنم که همیشه میره سراغ بدترین احتمالات، خیلی نگرانش شد.
ولی نپرسیدم ازش قضیه چیه. یه مدلیه که ترجیح میدی تو کارش فضولی نکنی.
دو سه جمله صحبت کردیم و براش آرزوی موفقیت و سلامتی کردم.
فرداش (دیروز) دیدم چتش پاک شده. ظاهرا وقتی کسی اینستاشو دی‌اکتیو می‌کنه یا می‌بنده هیچ اثری دیگه ازش نمی‌مونه. :(
خب از اولم می‌دونستم این صحبتای خیلی معمولی، هدف و تهِ خاصی نداره. فقط یه کم جا خوردم. شاید یه ذره هم دلتنگی، که اونم بعد دو روز، نهایتش دیگه بعد سه روز یادم میره. :)) حتی خوشحالم که هیچ راه ارتباطی دیگه‌ای باهاش ندارم.

ولی الان حس می‌کنم ترک اینستا برا منم راحت‌تر شده. :))
آقا تف تو لانگ دیستنس، تف! :))



+ ترسیدم از نوشتنش، ولی نوشتمش! زیاد جدی نگیریدش. چند ماه دیگه میام می‌خونم و می‌خندم. از اون خنده‌های تلخِ بعد از خوندن این مدل دلنوشته‌های قدیمی.
+ در کل من نه تنها تو دوستی‌های حقیقی، تو دوستی‌ها و آشنایی‌های مجازی هم زود وابسته میشم. بعد از اون‌طرف زود هم یادم میره. :|
+ واقعا یادمون میره یا فقط کنار میایم؟ :/