تبلیغات
خوشحالم! - خاطرات

 

چهارشنبه 20 تیر 1397
نویسنده: فاطمه نظرات

خاطرات



گاهی که یاد یه خاطره‌ی خیلی دور میفتم، ناخودآگاه به این فکر می‌کنم که آیا این واقعا همون چیزیه که اتفاق افتاده؟ طی زمانی که گذشته من خودم تغییرش ندادم، کم و زیادش نکردم؟ آیا روایت دیگران ازش، رو اون چیزی که واقعا بوده تاثیر نذاشته؟

یا اصلا من اتفاق افتادن این خاطره رو واقعا یادمه، یا صرف چیزی که دیگران تعریف کردن برا من تبدیل شده به خاطره؟

یه جا تو کتاب جزء از کل یه جمله‌ی جالبی میگه: «به هر حال خاطره شاید تنها چیز روی زمین باشد که که ما می‌توانیم آن را به نفع خودمان دستکاری کنیم، به این منظور که وقتی به عقب نگاه کردیم به خودمان نگوییم عجب عوضی بی‌شرفی!»

اصن چیه این خاطره؟!



می‌توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهناز چهارشنبه 20 تیر 1397 12:25
راست می گی.
گاهی وقتا پیش اومده من اتفاقی و یا خاطره ای رو که داشتم، برای کسی تعریف کردم. بعد از مثلا چند سال اون شخص همون رو برام می گه و من اصلا چیزی یادم نمیاد. این برای من خیلی عجیبه!!!!!!!!!!!!
بعضی ها عجیب بعضی چیزها دقیق یادشون می مونه و این گاهی ترسناک به نظر میاد.
خواب، خاطره و حافظه چیزهای عجیبی اند.
فاطمه پاسخ داد:

آره کلا مقوله‌های عجیب و گاهی ترسناکین.
سولویگ چهارشنبه 20 تیر 1397 10:57
اوهوم، خیلی جالبه
می دونی، من یه موقعایی یه سری چیزا رو خیلی دقیق یادمه
بعد میام برای مامانم تعریف می کنم، می گم یادته فلان روز فلان اتفاق افتاد؟
می گه: وا سولویگ؟ خل شدی؟ همچین اتفاقی هرگز نیفتاده!
یا مثلا یه بار متوجه شدم یکی از خاطراتی که خیلی دقیق یادم بود رو، خواب دیدم! باورت می شه؟ خواب!
فاطمه پاسخ داد:

آره فک کنم برا منم پیش اومده. این خواب هم خیلی چیز عجیبیه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر