تبلیغات
خوشحالم! - سی و پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر + عیدتون مبارک :)

 

چهارشنبه 9 فروردین 1396
نویسنده: فاطمه نظرات

سی و پنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر + عیدتون مبارک :)



این پستو از تقریبا دو ماه پیش که رفتم فیلمای جشنواره رو دیدم می‌خوام بذارم! امسال (ینی پارسال) موفق شدم چهار تا از فیلمای جشنواره رو برم ببینم. دو تای اولو (بدون تاریخ، بدون امضا و نگار) تو خود روزای جشنواره تو پردیس کوروش، و دو تای دوم (سد معبر و ماجرای نیمروز) رو هفته‌ی بعد از جشنواره تو اکران دانشگاهی. (به لطف کانون فیلم و سینمای دانشگاه)
در مورد دو تای اول همون موقع نوشتم ولی بینش فاصله افتاد و الان اومدم دو تای دومو بنویسم دیدم هیچی یادم نیست :)) با این حال گذاشتم باشن اونا هم. دیگه چون خیلی گذشته بهتره برن تو ادامه‌ی مطلب :)) پیشنهاد من از بین این چهارتا، اولی و آخریه. ینی بدون تاریخ بدون امضا، و ماجرای نیمروز.

 
 

ضمنا سال نوتون مبارک باشه. امیدوارم 96 برای همه‌مون سال رسیدن به هدف‌هامون باشه :)

1) فیلم بدون تاریخ، بدون امضا از وحید جلیل‌وند
چیزی که توی این فیلم نظر منو جلب کرد، شک و تردید و احساس گناهی بود که شخصیت اصلی (امیر آقایی) داشت. ینی این موضوع که اولش حقیقتو به همکاراش نگفت، بعد عذاب وجدان گرفت و تصمیم گرفت بگه، ولی وقتی گفت دیر شده بود و گفتن قضیه اوضاع رو بدتر کرد و باعث شد یه اتفاقای بدتری بیفته. و جالبه که این دیر گفتنه تقصیر خودش بود، ولی یه جاها عصبانی میشد و تقصیرو مینداخت گردن همکاراش که خب وقتی از قضیه بی اطلاع بودن منطقی بود اون چیزی رو که تو ذهن امیر آقایی بود، بررسی نکرده باشن. نوید محمدزاده هم یه تقصیر داشت و امیر آقایی میتونست خیلی راحت چیزی که تو ذهنش بود رو نگه، بگه تقصیر بابای بچه بوده. ولی نتونست با وجدانش کنار بیاد و ظاهرا همین احساس گناه باعث شد آخرش خودش بخواد تقصیرو گردن بگیره. (میگم ظاهرا چون نمیشد قطعی فهمید.)
این شک و عذاب وجدان و عصبانیت و درگیری های ذهنی که واسه آدم پیش میاد به نظرم خیلی خوب توی فیلم نشون داده شده بود.

2) فیلم نگار از رامبد جوان
من این مدلی نیستم که بگم چون رامبد جوان چند ساله داره جلو دوربین خندوانه بالا پایین می‌پره و قبلشم فقط فیلمای کمدی ساخته، حالا نمی‌تونه فیلم جدی بسازه. ولی به نظرم نگار خیلی می‌تونست بهتر ساخته بشه. من موضوعشو دوست داشتم؛ معمایی-جنایی‌طور! نصف فیلمم تو خواب یا توهمات نگار بود و از یه جایی به بعد باید حواستو جمع می‌کردی چی واقعا اتفاق افتاده چی فقط تو توهمات بوده و اینا. ولی کاش نگار یا یه پلیس رازهای فیلمو کشف می‌کرد، نه اینکه نگار تو خیالاتش بفهمه چه اتفاقی افتاده! حتی همین الهامات (!) هم می‌تونست باورپذیرتر به نمایش دربیاد. یا کاش حداقل جاهای واقعی فیلم واقعی ساخته می‌شد! (چطور تو صحنه‌ی آخر اینقد خوب تیراندازی کرد آخه؟! من همه‌ش منتظر بودم بازم بپره از خواب! یا شایدم خواب بود؟ نمی‌دونم!) فاز عشقی پیمان رو هم درک نکردم واقعا! (یه دیالوگ خوب داشت البته که یادم نمونده) صحنه‌ای که تحت تاثیرش قرار گرفتم اونجایی بود که نگار اسبشو می‌کشت. همیشه با اینجور صحنه‌ها فبلما اشکم درمیاد.

3) فیلم سد معبر از محسن قرایی
نویسنده‌ی فیلم سعید روستاییه که پارسال کارگردان ابد و یک روز بود. داستان فیلم خیلی جدید نبود برام. از این قصه‌ها بود که آدماش با بدبختیاشون سر و  کله می‌زنن. چیزی که برای من توی فیلم جالب بود، نشون دادن یه سری اعتقادات بود که که مثلا اگه پول حروم بیاد تو سفره‌ت اتفاق بد میفته. چیزای اینطوری که بعضی جاها به خرافه هم متمایل میشد. مثلا خانومه پول پیدا کرده بود تو تاکسی برداشته بود که حتما صاحبشو پیدا کنه. یا باباهه دلش به خرید کامیون نبود، دو بار استخاره گرفته بود چون بار اول بد اومده بود. از این چیزا. متاسفانه الان چیز خاص دیگه‌ای از فیلم یادم نیست، البته به جز بازی بامزه‌ی محسن کیایی :))

4) فیلم ماجرای نیمروز از محمدحسین مهدویان
اینو ترجیح میدم اگه یه بار دیگه فیلمو دیدم بیام بنویسم راجع بهش. چون فیلمو دوست داشتم و الان خیلی چیزاش یادم رفته.
فقط به طور خلاصه، فیلم راجع به یه سری اتفاقای مربوط به منافقینه، ولی برعکس فیلم سیانور (که تو این پست راجع بهش نوشتم)، بعد از انقلاب.



می‌توانید دیدگاه خود را بنویسید
پاییز جمعه 19 خرداد 1396 00:45
ماجرای نیم روز رو از بین این چند تا فقط دیدم.
خیلی دوسش داشتم
فاطمه پاسخ داد:

منم :)
محمد پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 15:29
فیلم خارجی هم میبینید آیا؟
ببنیند خوبه :دی
فاطمه پاسخ داد:

بله اونم خیلی می بینم :/
فراموش شده پنجشنبه 31 فروردین 1396 20:37
همه ی متن یه طرف این شکلک پوکر فیس هم یه طرف !‌
فاطمه پاسخ داد:

فاطمه.سین پنجشنبه 17 فروردین 1396 12:39
ماجرای نیمروز و بدون تاریخ رو هم حتمن می بینم.
خوب بد جلف رو هم ببین.بانمکه.
فاطمه پاسخ داد:

هی دنبال این بودم یه فرصت برم ببینمش ولی فک کنم دیگه اکرانش تموم شد
دختر ساکت پنجشنبه 10 فروردین 1396 19:04
sghl!
سال نو مبارک امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشی
فاطمه پاسخ داد:

مچکرم تو هم همینطور :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر