تبلیغات
خوشحالم! - راهی که باید خودت بری

 

چهارشنبه 19 آبان 1395
نویسنده: فاطمه نظرات

راهی که باید خودت بری



اینقد گنده‌ش کردم تو ذهنم،
اینقد خیال‌پردازی کردم راجع بهش،
اینقد فک کردم چیز مهمیه،
که دیگه می‌ترسم باهاش روبرو بشم.
حتی فکر کردن بهش هم استرس میده بهم.

هفته‌ی پیش یه قدم برداشتم در راستاش!
ولی الان باز می‌بینم نمی‌تونم ادامه بدم.
(و انگار کل هفته به بهانه‌ی این که سرم شلوغه، داشتم این کارو عقب می‌نداختم.)
و چون اون قدم رو هم برداشتم، یه کم بد میشه اگه بی‌خیالش بشم.

به هیشکی هم نمی‌تونم درست بگم دردم چیه.
(حتی مطمئن نیستم خودمم بدونم دردم چیه!)
اصلا اینقد به همه گفتم و مسخره بازی درآوردم که دیگه کسی جدی نمی‌گیره.
ظاهرا هیشکی به جز خودم نمی‌تونه کمکم کنه تو این زمینه.


خدایا!
بهم قدرتی عطا کن که بتونم با ترس‌هام روبرو بشم.
و از اون مهم‌تر،
هر چیز معمولی‌ای رو اونقد گنده‌ش نکنم که ترسناک بشه برام.
مچکرم


+ میشه چند روز دیگه بیام به این پست خودم بخندم؟