تبلیغات
خوشحالم! - که پر شده‌است جهان از حسین سرتاسر

 

پنجشنبه 22 مهر 1395
نویسنده: فاطمه نظرات

که پر شده‌است جهان از حسین سرتاسر



نوشتم اول خط بسمه‌‌ی تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت هر جا سر

قسم به معنی "لا یمکن الفرار از عشق"
که پر شده‌است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن
به آسمان بنگر! ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

همان سری که یحب الجمال محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس "اجننی" گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را به پاره‌ی تن گفت:
برو به معرکه با سر، ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت لحظه‌ی آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آن که حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

سری که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

امام غرق به خون بود و زیر لب می‌گفت:
به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک، الف لام میم طا ها سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده‌است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او
ادامه داشت ادامه سه روز... اما سر-

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده‌است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه‌ی کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چقدر زخم که با یک نسیم وا می‌شد
نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت
به چوب، چوبه‌ی محمل، نه با زبان، با سر


دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر...


سید حمیدرضا برقعی


+ یکی از قشنگ‌ترین شعرای مربوط به محرم و عاشورا که خوندم. (با یه روز تاخیر) برا شبا‌های قبل هم یه سری شعر و اینا داشتم که پست بذارم، فرصت نشد.
+ دهه‌ی اول هم تموم شد (و تازه مصیبت شروع شد...). یادمه قبل از محرم می‌گفتم امسال خیلی حوصله ندارم و کاش زود بیاد بگذره. ولی دیشب تو مراسم شام غریبان خیلی دلم گرفت از اینکه تموم شده.
+ عزاداریاتون قبول باشه.


می‌توانید دیدگاه خود را بنویسید
loving_69 پنجشنبه 22 مهر 1395 15:59
وب متفاوت و زیبایی دارین خیلی خوشحال شدم دوباره به وبتون اومدم خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم به وب منم سر بزنینممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر